خانه / حوادث / اعضای این باند از ناموس خواهرشان خرج می کردند!+فیلم گفتگوی اختصاصی

اعضای این باند از ناموس خواهرشان خرج می کردند!+فیلم گفتگوی اختصاصی

اعضای یک باند بچه محل در یک سناریوی طراحی شده به سراغ طعمه هایشان رفته و به بهانه اینکه برای خواهرشان ایجاد مزاحمت کردند دست به سرقت گوشی موبایل می زدند.

به گزارش گروه حوادث رکنا، آخرین روزهای سال ۹۷ بود که ماموران پلیس تهران در جریان زورگیری‌های ۵ جوان موتور سوار که در سناریوی عجیبی اقدام به سرقت گوشی های موبایل از طعمه هایشان می کردند قرار گرفتند.

حوادث
علوم کده

با توجه به حساس بودن پرونده، تیمی از ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس پرونده برای دستگیری اعضای این باند وارد عمل شدند.

کارآگاهان در گام نخست یکی از طعمه های این باند را هدف تحقیق قرار دادند که وی به ماموران گفت: همراه دوستم در منطقه تهرانپارس بودم که ناگهان ۲ پسر جوان سوار بر موتور جلوی راهمان را گرفتند و یکی از آنها از موتور پیاده شد و به سمت ما آمد و ادعا کرد که من برای خواهرش ایجاد مزاحمت کردم.

وی افزود: شوکه شدم و گفتم که من برای کسی ایجاد مزاحمت نکردم که خواست تا گوشی موبایلم را در اختیارش قرار دهم که در همین لحظه گوشی مرا گرفت و به سرعت سوار بر موتور پا به فرار گذاشتند.

ماموران در این شاخه از تحقیقات پی بردند که دزدان به بهانه اینکه طعمه هایشان برای خواهرشان ایجاد مزاحمت کردند گوشی موبایلشان را برای دیدن پیامک های داخل آن اقدام به گرفتن گوشی آنها کرده و در چشم بهم‌زدنی اقدام به سرقت گوشی های موبایل کرده اند.

تحقیقات پلیسی برای دستگیری متهمان ادامه داشت تا اینکه ماموران با اقدامات فنی و پلیسی و بررسی دوربین‌های مداربسته موفق به شناسایی حمید یکی از اعضای این باند شدند.

کارآگاهان در عملیاتی غافلگیرانه موفق به دستگیری حمید شدند و این سارق جوان ۲ همدست دیگرش را که در شرق تهران دستگیر کردند.

این ۳ سارق جوان پس از دستگیری به سرقت‌هایشان اعتراف کردند و ۲ همدست دیگرشان که حسین و سعید نام داشت را لو دادند و اوایل فروردین ماه سال جاری کارآگاهان در یک قرار صوری که متهمان با دوستانشان در یک پارک گذاشته بودند در عملیات پلیسی دستگیر شدند.

مشیریه زورگیری گوشی قاپی

دزدی در عالم رفیق بازی

سعید ۱۸ برای اولین بار است که دزدی کرده و پس از دستگیری ادعا می کند که بخاطر یک رفیق بازی دست به سرقت زده و نیازی به پول نداشته است.

سابقه داری؟

نه، برای اولین بار است که دزدی کردم.

شیوه و شگرد؟

در شرق و شمال تهران به سراغ نوجوان‌ها می رفتیم و حمید به سراغ طعمه‌ها می‌رفت و به بهانه اینکه آنها برای خواهرش ایجاد مزاحمت کردند و پیامک دادند می خواست که گوشی شان را بررسی کند که در همین لحظه گوشی را از آنها می گرفت و سوار بر موتور پا به فرار می‌گذاشتیم.

چه نقشی در زورگیری ها داشتی؟

من موتور سوار بودم.

در چند سرقت حضور داشتی؟

من فقط ۴ بار رفتم.

چه سوژه‌هایی را هدف قراری می دادید؟

پسرهای ۲۰ تا ۲۱ سال که قدرت مقابله با ما را نداشتند.

چند نفره زورگیری می کردید؟

معمولا ۴ نفری می رفتیم و بعضی اوقات هم ۲ نفری دست به این زورگیری می زدیم.

اعضای باندتان چند نفر است؟

۵ نفر بودیم که گردشی به سرقت می رفتیم.

چرا دزدی؟

یکی از دوستانمان به نام علی یک وانت به صورت اقساط خریده بود و چون بیکار بود و نمی توانست پول قسط‌هایش را پرداخت کند به پیشنهاد دوستانش و اصرارهای آنها تصمیم به سرقت گرفتیم.

چقدر پول به دست آوردی؟

۴ سرقت با آنها رفتم که ۸۰۰ هزار تومان سهم من شد اما ۱۰ میلیون تومان به پدر یکی از همدستانم دادم که رضایت شاکیان را بگیرد.

همه این اتفاقات بخاطر رفیق بازی بود؟

بله، آخرش هم خود آنها ما را لو دادند و دستگیر شدیم.

ارزششو داشت؟

نه، واقعا ارزششو نداشت.

چطور دستگیر شدی؟

یکی از همدستانمان با من تماس گرفت و ادعا کرد که آزاد شده است و خواست تا با حسین به پارک محل برویم و همدیگر را ببینیم که داخل پارک نشسته بودیم که ماموران پلیس آمدند و دستگیر شدیم.

موتورسوار قهار

حسین ۱۹ ساله که برادرش یکی از سارقان حرفه ای است پس از دستگیری ادعا می کند اگر دوستانم را دوباره در خیابان ببینم یک سلام و خداحافظ و دیگر برای رفیق بازی زندگی خودم را خراب نمی کنم.

سابقه داری؟

یکبار به عنوان مظنون در سرقت دستگیر شدم اما زندان نرفتم.

چرا به عنوان مظنون دستگیر شدی؟

بخاطر اینکه پلاک موتورم مخدوش بود.

در خانواده ات خلافکار وجود دارد؟

برادرم دزد بود که دیگر خلاف نمی کند.

چرا دزدی کردی؟

من موتور سوار حرفه ای هستم و از بچگی با سعید بزرگ شدم و مثل برادر هستیم تا اینکه چندی قبل یکی از بچه محل ها یک خودروی وانت به صورت اقساط خرید و دوستانش به سراغ من و سعید آمدند و گفتند که علی نیاز به پول دارد و از ما خواستند تا برای سرقت به آنها کمک کنیم.

همان ابتدا پذیرفتی دزدی کنی؟

نه، مدتی پیشنهاد آنها را قبول نکردم اما در آخر با اصرارهای آنها و رفیق بازی پذیرفتم در سرقت همراهی‌شان کنم و تنها در یک سرقت با آنها بودم.

زندگی برادرت برای تو تجربه نشده بود؟

برادرم همیشه به من می گفت که اگر دزدی کار خوبی بود برای سرقت به سراغ دوستانم نمی رفتم و از تو میخواستم که همراهم باشید و برادرم بارها گفته بود که اگر خلاف کنم هیچ وقت دنبال کارم نمی آید و باور کنید من نمی خواستم دزدی کنم و بخاطر رفیق بازی وارد این باند شدم.

چه نقشی داشتی؟

من موتور سوار حرفه ای هستم و تنها یکبار با آنها دزدی کردم.

رفاقت ارزش زندان را دارد؟

نه، از حالا به بعد اگر آنها را در خیابان ببینم یک سلام و خداحافظ.

شنیدم تصادف کردی؟

نصف بدنم پلاتین است. پدرم فوت کرده بود و دوستانم بخاطر اینکه حال روحی ام خوب نبود با موتور به دنبالم آمدند و با اصرار آنها به پیست موتور سواری رفتم و بعد از آن به سمت خانه برگشتیم که تصمیم گرفتند به سد کرج برویم. در اتوبان یاسینی بعد از پل کلاهدوز بودیم و یک خودروی پژو ۴۰۵ در کنار خودم دیدم که سرنشین صندلی جلو شبیه پدرم بود و در حال نگاه کردن او بودم که در این صحنه یکی از دوستانم با موتور به کنارم آمد و گفت مواظب باش که دیدم یک خودرو در لاین کندرو پارک کرده که دیگر نتوانستم موتور را کنترل کنم و تصادف کردم.

با چه موتوری دزدی می کردی؟

موتور RS و گلگسی مشکی دزدی می کردند.

حرف آخر؟

پشیمانم و دیگر رفیق بازی نمی کنم و دوستانمان در حق ما بدی کردند چون من یکبار رفتم و هیچ پولی نگرفتم اما آنها پس از دستگیری ما را لو دادند.

بنا بر این گزارش، متهمان برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته اند.

درباره ی مدیریت علومکده

نجمه برهمند کارشناس روانشناسی عمومی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *